حلقه صالحین شهید كرامت عسكری(پایگاه شهید اباذر منفرد ، پایگاه پویا و زنده)
آثار ورزش بر روح وجسم انسان



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 دی 1391 :: نویسنده : محسن خشنود

عضلات بدن اگر دچار کم‌تحرکی یا سکون شود، روز به روز ضعیف و لاغر می‌گردد و رفته رفته تحرک وسلامت خود را از دست می‌دهد. بدین دلیل است که مهندس ازلی شوق تحرک، گردش، فعالیت و ورزش را در وجود انسان‌ها به ودیعه نهاده، تا در اثر این خواسته و کشش، ترک تنبلی و کم‌تحرکی کنیم. پس انسان در مقابل تأمین این نیاز مهم خویش مسؤل و پاسخ‌گو است و باید آن را با فعالیّت و تلاش و کوشش ارضا کند؛ بهترین دشمن سکون و کم‌تحرکی، ورزش است.

امروزه، علل و عوامل بسیاری دست به دست هم داده و به طور محسوسی از قدرت، تحرک و فعالیت انسان‌ها کاسته، که خود منشأ پیدایش بسیاری از بیماری‌های جسمی و روانی شده است. ابن‌خلدون می‌گوید: «ورزش در تعب ونشاط روح دخیل است، که این تعب و نشاط در شهر نشینان کمتر است؛ به دلیل این که در پیش شهر نشینان، ورزش وجود ندارد؛ علتش این است که آنان غالباً درحالت سکون و آرامش‌اند و از ثمرات ورزش به هیچ‌وجه بهره‌مند نمی‌شوند، و هیچ نشانه‌ای از آن در میان ایشان یافت نمی‌شود؛ بدین دلیل، بیماری‌های بسیاری در شهرها و بلاد بروز می‌کند و نسبت به بروز امراض، مردمِ شهرها به این فن [پزشکی] نیازمند می‌شوند

دین فطری و انسان‌ساز اسلام که به امیال، غرایز وفطرت انسان آگاهی کامل دارد، به این نیاز و خواستة انسان توجه ویژه‌ای کرده، و با توصیه‌ها و برنامه‌های خود پیروانش را به تحرّک و فعالیت فراخوانده و کسالت، کم‌تحرکی و بی‌نشاطی را دشمن کار و کوشش و مُضرّ به دین و دنیای انسان معرفی می‌کند. امام صادق(علیه السلام)‌ در این باره می‌فرماید:

«عَدوُّ العَمَلِ الکَسَلُ»؛ «دشمن کار و کوشش، کسالت و تنبلی است.»

«الکَسَلُ یَضُرُّ بِالدِّینِ و الدُّنیا»؛ «کسالت و تنبلی، به دین و دنیای شخص ضرر می‌زند.»  

کسانی که نمی‌خواهند ورزش را به صورت حرفه‌ای دنبال کنند و یا فرصت چنین کاری را ندارند، به ورزش به عنوان یک تفریح سالم نیازمندند. زندگی بانشاط و رو به تعالی، بدون تفریح سالم میسر نیست؛ تفریحات، مخصوصاً برای آنان که کارهای فکری می‌کنند و یا به تحصیل مشغول هستند، لازم‌تر است. از اقسام تفریحات سالم، ترک کردن کار یکنواخت است، حتی همان کشاورزی که همیشه در هوای آزاد و آرام زندگی می‌کند، از این زندگی یکنواخت خسته می‌شود و لازم است بخشی از وقت خود را به تفریح اختصاص دهد.

از این رو، مقام معظم رهبری(دام ظله) نیز با توجه به اهمیت و نقش فوق‌العادة ورزش در دستیابی به زندگی بانشاط و سعادتمند، تأکیدات و سفارشات فراوانی نسبت به این امر دارند. ایشان در یکی از دیدارهایشان با جوانان، آنها را به تحصیل، تهذیب و ورزش فرا خواندند. این که رهبر بزرگوارمان ورزش را در کنار تحصیل و تهذیب قرار داده‌اند حاکی از آن است که ورزش در رسیدن به موفقیت تحصیلی و تربیتی نقش فراوانی دارد.

نیاز به ورزش

نیاز انسان به ورزش، از نیاز به بدن سالم و تندرست و روح شاداب و با نشاط سرچشمه می‌گیرد. ورزش از بهترین‌، پرفایده‌ترین و مطمئن‌ترین اسباب و وسایل تأمین کنندة این نیازها می‌باشد. ورزش برای رشد و بالندگی، ایجاد توانایی و نیرو، گسترش مهارت در زندگی، تقویت روحیة کار و تحصیل، تأمین نیازهای غریزی، بهداشت روانی و پرورش روح، ایجاد هماهنگی بین قوای جسمانی و روانی، دست‌یابی به استقامت بدنی، شهامت و آمادگی بهتر برای رویارویی با شداید و سختی‌های زندگی و ... لازمه‌ یک زندگی مطلوب و توأم با شادی و تندرستی است.

به‌طور کلی ورزش در ارضای نیازهای زیر اثرات مطلوبی دارد:

·        نیاز به بدن سالم و نیرومند؛

·        نیاز به تحرّک و تخلیه انرژی به گونه‌ای مفید؛

·        نیاز به سلامتی روانی و تعادل هیجانی و عاطفی؛

·        نیاز به حل مشکلات شخصی و خانوادگی؛

·        نیاز به آموختن اصول و قواعد زندگی اجتماعی و جذب ارزش‌های فرهنگی؛

·        نیاز به جلب احترام و پذیرش و توفیق؛

·        نیاز به درک ارزش وجود خویشتن؛

·        نیاز به شکوفایی استعدادهای وجودی و ظاهری.

هدف اسلام از ورزش نیز تأمین کردن سلامتی و تندرستی، تقویت قوای جسمانی و توان رزمی و کسب نشاط و شادابی، برای تلاش و کوشش، رشد و چابکی، پیشرفت و کامیابی و داشتن زندگی هدفمند و سعادتمندانه در این دنیا؛ و در سایه آن پرداختن به پرورش و پاکی روح، بندگی خداوند و خدمت به خلق خدا، و در نتیجه رسیدن به آرامش واقعی و کمال مطلق می‌باشد. لذا امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) در مناجات‌هایش این‌گونه می‌فرمود: «اِلهی قَوِّ عَلَی خِدمَتِکَ جَوارِحی»؛ «خدایا! اعضا و جوارحم را در راه خدمت و بندگی خودت، قوی و نیرومند گردان.»

ورزش موجبات تندرستی جسم و شادابی روان را فراهم می‌سازد، و جسم و روان سالم و باطراوت وسیله‌ای مناسب برای پرواز دادن روح به ملکوت اعلیٰ می‌باشد. امام علی(علیه‌السلام) همچنین در تفسیر آیه «و ابْتَغِ فِیما ءَاتاکَ اللهُ الدَّار‌َ الْآخِرَةَ و لا تَنْسَ نَصِیْبَکَ مِنَ الدُّنْیا» می‌فرماید: «تندرستی و توانایی و آسوده‌خاطری و جوانی و نشاطت را فراموش مکن، و با استفاده از آنها آخرت را بطلب.»

ورزش عامل ورزیدگی جسم و جان

انسان موجودی دوبعدی و دوساحتی است، و روح و جسم شالکه اصلی آدمی را تشکیل می‌دهند. چنانکه این جسم و بدن به غذا، تقویت و ورزش نیازمند است، روح و روان نیز به ورزش و پرورش نیازمند می‌باشد. اسلام عنایت خاصی به نیرومندی و تندرستی جسم و از آن بیشتر به پرورش و ورزیدگی روح دارد. لذا در دعاهایمان سلامتی و تقویت هر دو بعد را از خدا می‌خواهیم؛ «اَللّهُمَّ أَعْطِنِی ... الصِّحَّةَ فی الْجِسْمِ وَ القُوَّةَ فِی البَدَنِ و السَّلامَةَ فِی الدِّینِ»؛ «خدایا! صحّت و سلامت در جسم و قوّت در بدن و سلامت در دین به من عطا فرما.»

جسم و روان آدمی با هم در ارتباط مستقیم و تنگاتنگ بوده و در همدیگر تأثیر می‌گذارند. این امر به بدیهیات عصر کنونی تبدیل شده و در بینش انسان‌ساز الهی هم به آن تأکید شده است، که حالت‌ها و چگونگی هر یک در سلامت و نشاط یا ضعف و بیماری دیگری اثر مستقیم دارد. یکی از مربیان تعلیم و تربیت می‌گوید: «میان جسم و روان، اتصال و پیوستگی و فعل و انفعال مشترک و متقابل وجود دارد؛ به این معنی که جسم در روان، و روان در جسم تأثیر می‌کند. ما نمی‌توانیم میان جسم و روان جدایی ببینیم؛ چون نمی‌توانیم از یک جنبش جسمانی بحث کنیم که از حد و مرز روان خارج باشد.»

امروزه ثابت شده است که در تحول و گسترش تعداد زیادی از بیماری‌های جسمی، به ویژه بیماری‌های قلبی، سرطان، روماتیسم، التهاب کیسه صفرا، میگرن، آسم و اختلال‌های معده و روده مثل زخم معده و ورم روده، عوامل روانی نقش مهمی دارند. همچنین بررسی‌های متخصصان تربیت بدنی نشان داده است که بسیاری از ناراحتی‌ها، ریشه روانی از قبیل ترس، خشم، یأس و ناامیدی و ... دارند. فشار و انقباض عضلانی که در اثر ناراحتی‌های روانی و عاطفی پیش‌ می‌آید، از عوامل مهم اختلالات و کسالت‌هایی است که به پاره‌ای از آنها در فوق اشاره شد.

از طرف دیگر، وجود بیماری‌ها و اختلالات جسمی و به هم ریختن تعادل حیاتی فرد و فشارهای ناشی از آنها، در اکثر مواقع باعث به هم ریختن تعادل روانی فرد و از دست رفتن نشاط و شادابی او شده و در مواقعی عامل مهمی در بروز بسیاری از اختلالات روانی همچون افسردگی‌ها، اضطراب‌ها و بیماری‌های روان‌تنی می‌گردد. «فشارهای ناشی از اشتغال ممتد ذهنی و جسمی (به خصوص ذهنی) نه تنها ممکن است همراه با از دست دادن نشاط و تعادل حیاتی فرد باشد؛ بلکه در مواقعی عامل مهمی در بروز بسیاری از اختلالات روانی همچون نوروزها و افسردگی‌ها و نارسایی‌های جسمی از نوع بیماری‌های روان‌تنی (سایکوسوماتیک) می‌گردد.»

پس ورزش تنها برای سلامتی و تقویت اندام‌ها و عضلات بدن نبوده، و پرورش و ورزیدگی روح و روان انسان را نیز در پی دارد. از این رو، فرهنگ‌های فارسی، برای ورزش معنای وسیع و عامی را درنظر گرفته‌‌اند. به عنوان نمونه فرهنگ معین می‌نویسد: «ورزش، اجرای مرتب تمرین‌های بدنی به منظور تکمیل قوای جسمی و روحی است.»

امام خمینی(ره) می‌فرماید: «ورزشکارها همیشه این طور بودند که یک روح سالمی داشتند، از باب این که توجه به شهوات نداشتند، توجه به لذّات نداشتند، توجه به یک فعالیت جسمی داشتند که «عقل سلیم در بدن سالم است.» و شما اگر دقت کنید در حال جامعه‌ها و طبقات جامعه می‌بینید که آنهایی که در عیش و عشرت می‌گذرانند، حقیقتاً عیش و عشرت نیست؛ بدن‌ها افسرده، روح‌ها پژمرده و کسالت سرتاپای آنها را فرا گرفته است. اگر دو ساعت عشرت می‌کنند، بیست و دو ساعت در ناراحتی آن هستند. اشخاصی هستند که اهل خدا هستند، توجه به خدا دارند، ورزش جسمی می‌کنند و ورزش روحی، آنها در تمام مدت، اشخاصی هستند که پژمردگی در آنها نیست، افسردگی در آنها نیست. و این یک نعمتی است از خدای تبارک و تعالی که خداوند نصیب همه بکند، ان شاءالله.»

در فرهنگ اصیل اسلامی، ورزشکاران و به ویژه پهلوانان همواره توأم با خصلت‌های جوانمردی، صداقت و درستی، انسان‌دوستی، یاری دادن به دیگران و دستگیری از ضعفا و سرکشی در مقابل نهادهای قدرت و ظلم بوده‌اند. که این صفت‌ها جز با پرورش و ورزیدگی روح حاصل نمی‌شود.

 

زنیرو بود مرد را راستی                   زسستی کژی آید و کاستی

«فردوسی»






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 1 دی 1391 :: نویسنده : محسن خشنود




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پرتوى از سیره و سیماى امام موسى كاظم(علیه السلام)
ضرت امام موسى بن جعفر(علیه السلام)، معروف به كاظم و باب الحوائج و عبد صالح در روز یكشنبه 7 صفر سال 128 قمرى در روستاى «ابواء»، دهى در بین مكّه و مدینه، متولّد گردید.

نام مادر آن حضرت، حمیده است.

آن حضرت در 25 رجب سال 183 قمرى، در زندان هارون الرّشید عبّاسى در بغداد، در 55 سالگى به دستور هارون مسموم گردید و به شهادت رسید.
مرقد شریفش در كاظمین، نزدیك بغداد، زیارتگاه شیفتگان حضرتش مىباشد.

امام موسى بن جعفر همان راه و روش پدرش حضرت صادق(علیه السلام) را بر محور برنامه ریزى فكرى و آگاهى عقیدتى و مبارزه با عقاید انحرافى، ادامه داد.

آن حضرت با دلائل استوار، بىمایگىِ افكار اِلحادى را نشان مىداد و منحرفان را به اشتباه راه و روششان آگاه مىساخت.
كمكم جنبش فكرى امام(علیه السلام)درخشندگى یافت و قدرت علمىاش دانشمندان را تحت الشعاع خود قرار داد.
این كار بر حاكمان حكومت عبّاسى سخت و گران آمد و به همین دلیل با شیفتگان مكتبش با شدّت و فشار و شكنجه برخورد كردند.

از اینرو،امام كاظم(علیه السلام) به یكى از شاگردان معروفش به نام هشام هشدار داد به خاطر خطرهاى موجود، از سخن گفتن خوددارى كند و هشام هم تا هنگام مرگ خلیفه از بحث و گفتگو خوددارى كرد.
ابن حجر هیتمى گوید:«موسى كاظم وارث علوم و دانش هاى پدر و داراى فضل و كمال او بود وى در پرتو عفو و گذشت و بردبارى فوق العاده كه در رفتار با مردمِ نادانِ زمان از خود نشان داد، لقب كاظم یافت، و در زمان او هیچ كس در معارف الهى و دانش و بخشش به پایه او نمىرسید.»

امام كاظم(علیه السلام) در برابر دستگاه ظلم و ستم عبّاسى موضع سلبى و منفى را در پیش گرفت و دستور داد تا شیعیان در دعاوى و منازعات خود، به دستگاه دولتى روى نیارند و به آنان شكایت نبرند و سعى كنند با قرار دادن قاضى تحكیم در میان خویش، منازعات را فیصله دهند.

امام(علیه السلام) درباره حاكمان غاصب زمانش فرمود: «هر كس بقاى آنان را دوست داشته باشد از آنان است و هر كس از آنان باشد وارد آتش گردد.» بدین وسیله آن حضرت، خشم و نارضایتى خود را از حكومت هارون پیاپى ابراز مىفرمود و همكارى با آنان را در هر صورت حرام مىدانست و اعتماد و تكیه بر آنان را منع مىكرد و مىفرمود:

«برآنان كه ستمكاراند تكیه مكنید كه گرفتار دوزخ مىشوید.»امام كاظم(علیه السلام)، على بن یقطین، یكى از یاران نزدیك خویش را از این فرمان استثنا كرد و اجازت داد تا منصب وزرات را در روزگار هارون عهده دار گردد و پیش از او، منصب زمامدارى را در ایّام مهدى بپذیرد.

او نزد امام موسى(علیه السلام)رفت و از او اجازت خواست تا استعفا دهد و منصب خود را ترك كند، امّا امام او را از این كار بازداشت و به او گفت: «چنین مكن، برادران تو به سبب تو عزّت دارند و به تو افتخار مىكنند، شاید به یارى خدا بتوانى شكست ها را درمان كنى و دست بینوایى را بگیرى یا به دست تو، مخالفان خدا درهم شكسته شوند.

اى على! كفّاره و تاوان شما، خوبى كردن به برادران است، یك مورد را براى من تضمین كن، سه مورد را برایت تضمین مىكنم، نزد من ضامن شو كه هر یك از دوستان ما را دیدى نیاز او را برآورى و او را گرامى دارى و من ضامن مىشوم كه هرگز سقف زندانى بر تو سایه نیفكند و دم هیچ شمشیر به تو نرسد و هرگز فقر به سراى تو پاى نگذارد.

اى على! هر كس مؤمنى را شاد سازد، اوّل خداى را و دوم پیامبر را و در مرحله سوم ما را شاد كرده است.»





نوع مطلب : زندیگنامه شهید كرامت عسكری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 آذر 1391 :: نویسنده : محسن خشنود

زندگینامه شهید کرامت عسکری

شهید کرامت عسکری زندگی کوتاه ولی پر ثمره ای داشت در 25 بهمن ماه 1343 در روستای جوادیه در یک خانواده مذهبی و متدین چشم به جهان گشود نام وی را کرامت گذاشتند تا اینکه پس از پشت سر گذاشتن دوران کودکی در سن 6 سالگی به مدرسه رفت و تا کلاس سوم راهنمایی در دبستان شهید عباس حیدری در همان روستا گذراند و دوران دبیرستان را در دبیرستان نظام الملک شیراز شروع کرد وی در کلاس اول نظری در حین درس خواندن در سال 1361 به عضویت گروه مقاومت شهید اباذر منفرد پایگاه روستای جوادیه درآمد که برای گذراندن آموزش نظامی و عقیدتی به اردوی بسیج رفت ایشان بسیار خوش اخلاق و صبور و عضو فعال گروه مقاومت بود بعد از گذراندن دوران آموزش نظامی با دوستان خود در اردوی گروههای مقاومت شرکت کرد.  در سال 1362 در کلاس دوم نظری بود که برای اولین بار جهت رفتن به جبهه های حق علیه باطل ثبت نام کرد بعد از دو ماه آموزش در اردوگاه باجگاه به جبهه اعزام شد و سه ماه را در جبهه گذراند بعد از آمدن از جبهه مدتی کمتر از یک ماه نگذشته بود که برای اعزام مجدد ثبت نام نمود تا به ندای امام بزرگوار لبیک بگوید و به جبهه های جنوب رفت  و در عملیات خیبر شرکت کرد تا اینکه در تاریخ 11/12/1362 همراه با همرزمش شهید غلامحسین غلامزاده به دیدار مولایشان حضرت امام حسین (ع) رفتند و به لقاء اله پیوستند . درتاریخ 18/12/63 پیکر این دو شهید عزیز پس از تشییع بر دست های امت حزب اله در میان بدرقه ی ملت شهید پرور در قطعه شهدای روستای جوادیه (زادگاهشان) به خاک سپرده شدند . والسلام . روحش شاد و راحش مستدام باد 



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نسخه امام سجاد (ع) برای سبک زندگی

روزهای پایانی محرم با نام امام سجاد(ع) گره خورده؛مردی که غم عاشورا را لابه لای بغض های مناجات،به آسمان هدیه کرد. در سالروز شهادت حضرتش،منتخبی از توصیه های شان برای داشتن زندگی ای بهتر را بخوانید...

روزهای پایانی محرم با نام امام سجاد (ع) گره خورده است؛مردی که غم عظیم عاشورا را لابه لای بغض های مناجات، به آسمان هدیه کرد.نجوای دعاهای دلنشین او سال هاست که می جوشد و این ما هستیم که حالا باید از خدا بخواهیم دعاهای عارفانه آن امام در این فصل سرد، بدرقه همه عمر و زندگی مان باشد.در سالروز شهادت حضرتش،منتخبی از توصیه های ایشان برای داشتن زندگی ای بهتر را بخوانید...

 آبروی همسایه ات را حفظ کن

حق همسایه این است كه در غیاب او نگاهبانش باشی و در حضورش او را گرامی داشته و یاور و كمك كار او در هر حال باشی و در صدد یافتن اسرار او مباش و از بدی او كاوش نكن كه بفهمی و اگر بدی از او فهمیدی بدون عمد و قصد و بدون زحمت برای آنچه فهمیدی همچون قلعه محكمی باشی و چون پرده ضخیمی به حدی كه اگر نیزه ها برای یافتنش جستجو كنند آن را نیابند چون پیچیده و مستور است . از آنجا كه نداند به سخن او گوش بر ضرر او نده و در مشكلات و سختیها او را تسلیم نكن و در هنگامی كه نعمتی به او دیدی بر او حسد مورز، از لغزش او بگذر و از گناهانش صرف نظر كن و اگر بر تو نادانی كرد بردباری در مقابل آن داشته باش و با مسالمت با او رفتار كن و با او با بزرگواری معاشرت نما و هیچ قدرتی جز به خواست خداوند وجود ندارد.

حرف بی فایده نزن

همۀ خوبی ها را در بریدن طمع از آنچه در دست مردم است دیدم.همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رهاكردن سخنان و حرف هائى است كه به حال او ـ و دیگران ـ سودى ندارد. و از ریا و خودنمائى دورى جستن و در برابر مشكلات زندگى بردبار و شكیبا بودن و نیز داراى اخلاق پسندیده و نیك سیرت بودن است.

با اینها رفاقت نکن

بر حذر باش از دوستى و همراهى با فاسق چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را مى فروشد و مواظب باش از دوستى و صحبت كردن با كسى كه قاطع صله است، چون كه او را در كتاب خدا ملعون یافتم.

مهربان نگاه کن

امام سجاد(علیه اسلام) فرمود: نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روى علاقه و محبّت عبادت است.

درس بخوان

چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را مى دانستند هر آینه آن را تحصیل مى كردند گرچه با ریخته شدن و یا فرو رفتن زیر آب ها در گرداب هاى خطرناك باشد.

عصبانی نشو،صبر کن

نزد خداوند متعال حالتى محبوب تر از یكى از این دو حالت نیست: حالت غضب و غیظى كه مؤمن با بردبارى و حلم از آن بگذرد و دیگرى حالت بلا و مصیبتى كه مؤمن آن را با شكیبائى و صبر بگذراند.

به دیدار حاجی برو

شماهائى كه به مكّه نرفته اید و در مراسم حجّ شركت نكرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانى كه بر مى گردند، با آن ها ـ دیدار و ـ مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن ها شریك باشید.

در شهر خودت کار کن

از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نماید و شریكان و مشتریانش افرادى صالح و نیكوكار باشند، و نیز داراى فرزندانى باشد كه كمك حال او باشند.

عذرخواهی را بپذیر

چنانچه شخصى تو را بدگویى كند، و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهى و پوزش او را پذیرا باش.

بچه ها را ببخش

و اما حق کودک، مهرورزیدن به او ، پرورش و آموزش وی و گذشت و پرده پوشی از خطاهای کودکانه وی و نرمش و کمک کردن به اوست، زیرا سبب توبه ، مدارا و تحریک نکردن او و نیز کوتاهترین راه برای رشد او است.

قدر پدرت را بدان

و اما حق پدرت آن است که بدانی که او اصل توست و تو شاخه و فرع او. اگر نمی بود تو نیز نبودی پس هرگاه در خود چیزی دیدی که تو را شادمان ساخت بدان که اصل آن نعمت را از پدر داری و خدای را بر آن سپاس گو و شاکر باش.

شکرگذار مادرت باش

حق مادرت این است که بدانی او تو را در جایی نگه داشته که کسی نگه نمی دارد و از میوه دلش به تو داده که کسی به کسی نمی دهد و از تو با همه وجودش از گوش و چشم و دست و پا و موی و پوست ، با شادمانی و سرور نگهبانی و نگهداری کرده، و ناملایمات غم و اندوه و نگرانی ها را تحمل می کند و شادمان و خرم است که تو را سیر کند و خود گرسنه بماند ،تو را بپوشاند و خود برهنه باشد،تو را سیراب کند و خود تشنه بماند،خود در آفتاب باشد و بر تو سایه افکند،با تحمل مشقت ، آرامش و تنعم تو را فراهم آورد و با پذیرش رنج بی خوابی تو را از لذت خواب بهره مند سازد.شکمش ظرف وجود تو و دامنش پناهگاه امن تو و سینه اش چشمه جوشانی برای رفع عطش تو  و جانش فدای تو شده و سرد و گرم روز گار را به خاطر تو پذیرا گشته است.پس باید به پاس این همه محبت و زحمت ، شکرگذار او باشی و هرگز نمی توانی مگر خدا یاری ات کند.

 حواست به فرزندت باشد

فرزندت این است که بدانی او از تو و وابسته به توست.در زندگی دنیا و خیر و شرش با توست و تو مسئولیت سرپرستی او را از حسن تربیت و راهنمایی او بر خدای عز و جل و کمک بر طاعت و فرمانبرداری خدا در مورد تو و در مورد خودش به عهده داری.سپس در صورت انجام این مسئولیت ثواب می بری و در صورت کوتاهی کیفر می شوی.پس درباره او به گونه ای رفتار کن که خوبی اثر او در دنیا مشهود و در پیشگاه پروردگار عذری بین تو و او باشدبه سبب سرپرستی خوبی که از او کردی و نتیجه ای که از او گرفتی و کمکی جز از ناحیه خداوند نیست.

برای خانه ات خرید کن

دوست دارم پولی داشته، وارد بازار شوم و از قصابی گوشتی بخرم و برای همسر و عائله ام ببرم. من این کار را از آزاد کردن بنده در راه خداوند تبارک و تعالی بیشتر دوست دارم.خداوند از مردانی راضی تر است که در مخارج عائله گشایش دهند.

با همسرت مهربان باش

و اما حق همسرت آن است که بدانی خداوند متعال با آفرینش او وسیله ارامش و رفاه و انس و نگهداری تو را فراهم نموده است .هر کدام از شما زن و مرد بر نعمت وجود دیگری خدا را سپاس گوید و بداند که این نعمت الهی است. بر او و بر تو واجب است که نعمت الهی را گرامی داشته و در معاشرت با او خوشرفتاری و رفق پیشه کنی اگرچه حق تو بر زن سخت تر و رعایت محبوب و مکروه تو ( اگر زیاده خواهی نباشد) بر او لازم تر است ، ولی زن حق مهربانی و انس بر تو دارد و جایگاه آرامش و آسایش غریزه ای ست که گریزی از آن نیست و این حق بزرگی ست.

طمع نکن

تمامیِ خیر و خوبی در بریدن طمع و چشم نداشتن به آنچه که در دستان مردم جمع شده، است.

از امام جماعت هم تشکر کن

حقّ پیش نمازت این است كه بدانى او واسطه میان تو و خدا و نماینده تو در نزد خداوند می ‏باشد.و او از جانب تو سخن می ‏گوید و تو از جانب او سخن نمی ‏گویى. براى تو دعا می ‏كند و تو برایش دعا نمی ‏كنى و براى تو [از خداوند چیزى را] خواستار می ‏شود و تو در مورد او [چیزى را] خواستار نمی ‏شوى و تو را از اضطراب ایستادن در نزد خداى و خواستار شدن از او بی ‏نیاز می ‏كند و تو او را در این كار بی ‏نیاز نمی ‏سازى؛ پس اگر در بخشى از این وظائف، كم كارى باشد بر دوش اوست و نه تو و چنانچه گناهكار باشد، تو شریك گناه او نیستى و او افزون بر تو چیزى، ندارد؛ پس تو را در پناه خویش گرفته و با نمازش، نماز تو را محافظت كرده است؛ پس او را بر این كار سپاس بگزار.

وقتی کسی حرف می زند،به چشم هایش نگاه کن 

حقّ همنشین تو این است كه با او نرم رویى و پاك خوئى نمایى و در سخن پردازى انصاف دهى و چون خواستى [در هنگام گفتگو] از او چشم بردارى، در چشم بردارى خویش زیاده روى نكنى و در سخن پردازى، فهماندن به او را بخواهى؛ پس اگر تو به دیدنش رفتى و همنشین او شدى در برخاستن از نزد او، اختیار دارى و اگر او، همنشین تو شد، او نیز در برخاستن اختیار دارد ولى تو بدون اجازه او بلند نشو.

برای دوستت رحمت باش نه زحمت

حقّ دوست این است كه تا آنجا كه می ‏توانى با او نیك برخورد و نیكو رفتار باش و چون نتوانستى از انصاف خارج نشو و ارجمندش دار آن سان كه تو را ارج می ‏نهد و نگاه دارش آن گونه كه نگاهت می ‏دارد و در كارى پسند، بر تو پیشى نگیرد و چون پیش افتاد، جبرانش كن . در دوستى در خور او كم كارى نكن، پند دهى و نگهدارى و مدد بر بندگى پروردگارش و یارى دهى بر ترك نافرمانى خدایش را برخوردت لازم بدان؛ آنگاه بر او رحمت باش و نه زحمت.

 کار همکارت را انجام بده

حقّ شریك این است كه در نبودش، كارش را انجام دهى و چون باشد پا به پاى او، تلاش كنى و بدون توجه به خواسته او، تصمیم نگیرى و بدون نظر خواهى از او، [خواسته ‏ات را] به انجام نرسانى و دارایی ‏اش را نگهدارى و در فزون و اندك بر او خیانت نكنى چرا كه به ما رسیده: تا آن زمان كه دو شریك به یك دیگر خیانت نكنند دست [عنایت‏] خدا بر ایشان است.

طلبکارت را سرندوان

 حقّ بستان كار تو این است كه اگر توانگرى، طلبش را بدهى و برآورده سازى و او را بی ‏نیاز كنى و او را سر ندوانى و امروز و فردا نكنى؛ چرا كه پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: «امروز و فردا كردن توانگر در پرداخت بدهى ستم است» و اگر تهیدست بودى او را با نیك سخنى، خرسند نما و از او به نیكى فرصت بخواه و با خوش برخوردى او را، از خود بازگردان‏ و بر از دست رفتن دارایی ‏اش [كه به تو قرض داده‏]، برخورد ناپسند [خودت را] میفزاى؛ چرا كه این رفتار، پست پیشه‏ گى است.

با سالمندها کشمکش نکن

حقّ سالمند این است كه احترام سنّش را داشته باشى و اگر از فضیلت‏مندان باشد با پیشى داشتن او، اسلامش را بزرگ دارى و با او به كشمكش نپردازى و در راه، جلو نروى و از او پیش نیفتى و با او نابخردى نكنى و اگر او با تو نابخردى كرد شكیبایى نمایى و به احترام اسلام و سالمندی ‏اش، او را بزرگ دارى، چرا كه به راستى حقّ سالمندى به قدر اسلام است.



منبع: www.aghigh.ir




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : محسن خشنود
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic